خرید بک لینک
حالم خیلی بده...بهم تهمت زدن....بدم زدن...هیچکس حرفمو باور نمیکنه..دعا کنید برام ... خواهش میکنم

برچسب: تهمت,تهمت زدن,تهمتن,تهمتن امینیان,تهمت و افترا,تهمت زدن به انگلیسی,تهمت به انگلیسی,تهمت زدن به ديگران,تهمت در قرآن,تهمت زدن در قرآن, نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 20:27

یه اتفاق بدی برام افتاده...نمیتونم بگم ولی خواهش میکنم برای حل شدنش دعام کنید...این روزا هم داره پوچ میگزره...با این مشکلی هم که تو زندگیم افتاد بدتر شده...همه چیز ...ولی بازم خداروشکر....دیروز اتاقمو زیرورو کردم و تا جایی که میتونستم تمیییز...یه پنج ساعتی داشتم تمیز میکردم....بابام خوابه...مامانم هم همینطور...سوییچ جلو چشمه ولی حال ندارم حاضر شم برم بیرون....نمیدونم چرا اینجوری شدم...بچه تر که بودم ارزو داشتم با ماشین تو کوچه ها بگردم ولی الان در اختیارمه و نمیخوام...دنیا خیلی عجیبه...یه چند نفر یه تهمتایی بهم زدن...دارم دیوونه میشم ....هیچ وقت ازشون نمیگذرم....تهمت

برچسب: نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 14:53

بعد از یه تابستون خسته کننده و بعد از چند ماه تهران بارون اومد....همین چند لحظه پیش قطع شد....پنجره اتاقم بازه همه چراغا خاموشه فقط نوره لب تاپ اتاقو روشن نگه داشته...بوی بارون میاد تو اتاقم...خیلی این حسو دوست دارم...مامان و بابا خوابن...الان میتونم برم ماشینو روشن کنم برم یکم شب گردی ولی هم خطرناکه این موقع شب هم اگه دره اتاقو باز کنم مامان اینا بیدار میشن...شبایی که بابام بیداره مخصوصا تو پاییز و زمستون هروقت که بارون میاد میریم شب گردی اهنگو تا ته زیاد میکنیم و تو اتوبانا میچرخیم....فردا میرم خونه مامانبزرگم که توی شمرونه یه خونه قدیمی تقریبا بالای کوه با

برچسب: بارون,باركنسون, نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 21:45

خسته شدم... تابستون مزخرفیه...خیلی روزاش تکراریه...ای کاش بشه برگشت به قبلنا ...

شب شده
تو میخوابی و من بیدارم...
تو ماه را داری کنارت و من
تورا در خیالم؛

برچسب: ماهر زين,ماه عسل 95,ماه عسل,ماه چهره خلیلی,ماه های میلادی,ماهان,ماهواره,ماه و ماهی,ماهان ایر,ماهر المعيقلي, نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:12

خیلی خوبه ما حرفامونو به هم بگیم و تو خودمون نگه نداریم....ولی من حرفمو به کسی نمیگم چون یه وقت دعوایی چیزی بشه ازش سواستفاده نکنه....ولی اینجا و درحال حاضر نه من شمارو میشناسم نه شما منو....پایین وبلاگ یه تصویره که انلاین یا افلاین بودن منو نشون میده اگه روش کلیک کنید میتونیم به طور ناشناس باهم چت کنیم درددلامون بگیم.....میدونم هم من درد دل دارم هم شما...پس خوشحال میشم یه همدرد ناشناس براتون باشم...

برچسب: درد دل,درد دل با خدا,درد دل با دوست,درد دل با خدای مهربون,درد دلهای عاشقانه,درد دل به انگلیسی,درد دل كردن به انگليسي,دردودل,درد دل شاعری,درد دل پیش که گویم, نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:12

امروزم تموم شد.... فردا هم تموم شد....امشبو میخوابیم غافل ازینکه دنیا چه خوابای بی تعبیری برامون دیده...دعا میکنیم به امید اینکه مرغ امین از بالای سرمون ردشه و امین بگه تا دعامون اجابت بشه...باور میکنیم ارزوهامونو تا کائنات براورده اش بکنه....به همین امیدهای کوچیک زنده ایم...فقط نه مرغ امینی وجود داره و نه کائناتی... چه ن

برچسب: نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:12

نور صرتی کمرنگ اتاقم روشنه.... تلگراممو چک میکنم...طبق معمول نه من منتظر پیام کسی هستم و نه کسی به من پیامی میده....مهم نیست....صدای کولر ارومه انقدر اروم که گوشام داره سوت میکشه....یه شمع توی تراس روشنه....دوست دارم مثله دوستام باشم....تا قفل گوشیمو باز میکنم چند تا میسکال اس ام اس و کلی پی ام داشته باشم...ولی ندارم...باز مهم نیست....مامانم صبح گفت برو موهاتو کوتاه کن خیلی بلند شده...دوستامم میگن تو چه قدر خوشبخت و شادی که اینقدر موهاتو بلند کردی...میرم جلوی اینه...موهامو از دور حصارای کش توری باز میکنم....هر تارش برام یه همدمه....تو تنهاییم....نه من اینقدر دورم شلوغ نشد

برچسب: کابوس های شبانه,کابوس های خنده دار,کابوس های فرامدرن,کابوس های شبانه کودکان,کابوس های تجارت,کابوس های روسی,کابوس های شبانه در کودکان,کابوس هایی برای شب,كابوس هاي فرامدرن,كابوس هاي شبانه كودكان, نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:04

تو این روزایی که اصلا حاله روحیم خوب نیست یاد حرف های پدر ژپتو به پینوکیو افتادم پینوکیو چوبی بمان ادم ها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست... ولی من این روزا خیلی ارومم اونقدر اروم که از پریدن پرنده ای هم غافل نمیشم و حتی توی هیچ خیابونی هم گم نمیشم...این روزا اسون تر از یادشون میرم اسون تر فراموشم میکنن میدونم ولی شکایتی ندارم.....ارومم گله ای نیست...انتظاری نیست...اشکی نیست...بهونه ای نیست...این روزا تنها ارومم یه وحشی اروم....اینقدر ارومم که به جنون چندین سالم شک کردم....مینویسم دوستت دارم ..قایمش میکنم نه تو به درد زندگی نمیخوری تورو باید نوشت و گذاشت وسط هم

برچسب: نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:04

صفحه بندی